حسين علوى مهر

43

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

گردد ، چنان كه قرآن فرموده است : ما قرآن را عربى قرار داديم ، باشد كه دريابيد ، و به راستى اصل كتاب نزد ما است كه ارجمند و حكمت‌آميز است . ( زخرف / 4 ) در ديگر آيات قرآن نيز به اين معنى اشاره شده است . ايراد صاحب التمهيد بر علامه طباطبائى رحمه اللّه مؤلف كتاب « التمهيد فى علوم القرآن » استاد : آية الله معرفت در جلد سوم آن كتاب ، معناى سوم از معانى ذكر شده را براى تأويل مىپذيرد و مىگويد : تأويل در اصطلاح معناى ديگرى نيز دارد كه اين معناى ثانوى كلام است كه از آن به « بطن » تعبير شده است در مقابل معناى اوّلى كه تعبير به « ظهر » شده است . ايشان پس از بيان و رد نظريهء ابن تيميه مىگويد : « و هكذا ذهب سيدنا العلامة الطباطبايى قدس سرّه الى انّ التأويل ليس من مداليل الالفاظ و انّما هو عين خارجية و هى الواقعية الّتى جاء الكلام اللفظى تعبيرا عنها » . ديدگاه استاد ما علامهء طباطبايى نيز چنين است ( مانند نظر ابن تيميه ) كه تأويل از مدلول‌هاى لفظى نيست . و استفاده كرده است كه مراد علامه از تأويل همان نظريهء ابن تيميه است ؛ يعنى ذاتى كه عينيت دارد و مشاهد است . پس از نقل چهار معناى براى تأويل مىنويسد : « و لم يكن واحد منها بمعنى العين الخارجية اطلاقا » « 1 » هيچ كدام از معانى تأويل متناسب با معناى عين خارجى نيست و « توجيه لطيف و دقيقى براى نظريه علامه قدس سرّه وجود ندارد . فقط يك ذوق عرفانى بدون دليل است و به همين جهت از علامه غريب به نظر مىرسد كه چنين نظرى داده است . » نقد و بررسى ديدگاه علامه طباطبايى قدس سرّه و ابن تيميه اگر چه در ظاهر ممكن است شباهت‌هايى داشته باشد ، اما ميان اين دو ديدگاه تفاوت‌هاى اساسى وجود دارد كه به دو مورد آن اشارت مىرود : الف . تعريف اصطلاحى هر دو از تأويل متفاوت است ، زيرا ابن تيميه مىگويد : « فالتّأويل

--> ( 1 ) التمهيد فى علوم القرآن ، ج 3 / 30 .